دانلود آهنگ در این سرای بی کسی از محمد رضا شجریان
نویسنده : erfanmm11 - ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩۱
 

  دانلود آهنگ قدیمی ولی بسیار زیبا شجریان

شاعر: امیر هوشنگ ابتهاج
خواننده: محمد رضا شجریان

برای دانلود + متن + عکس به ادامه مطلب بروید


 
 
مرز بین شب و روز
نویسنده : erfanmm11 - ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩۱
 


 
 
اتوبانی که از وسط ساختمان می گذرد
نویسنده : erfanmm11 - ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩۱
 
در شهر اوساکا ژاپن اتوبانی وجود دارد که در طی مسیرش از وسط یک برج 16 طبقه میگذرد. این اتوبان دقیقا از طبقه 5 تا 7 این برج را اشغال کرده است. نام این برج نیز برج دروازه یا گیت تاور میباشد. هنگامی که سوار آسانسور این برج شوید خواهید دید که برای طبقه 5 تا 7 هیچ کلیدی وجود ندارد و آسانسور مستقیما از طبقه 4 به طبقه 8 میرود. توافق ساخت بزرگراه و برج به شکل کنونی بعد از 5 سال کشمکش بین شرکت سازنده اتوبان و صاحبان زمین های اطراف آن که حاضر به کوتاه آمدن از مواضع خود نبودند شکل گرفت و این عکس نتیجه آن شده است.
برای مشاهده تصاویر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

 
 
دانلود ترانه گنجشکک اشی مشی باصدای جاویدان فرهاد
نویسنده : erfanmm11 - ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ فروردین ۱۳٩۱
 

 

برای دیدن متن + دانلود به ادامه مطلب مراجعه فرمایید


 
 
دانلود آهنگ قدیمی (غریبه) با صدای همیشه ماندگار سیاش قمیشی
نویسنده : erfanmm11 - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ فروردین ۱۳٩۱
 

 

برای دانلود آهنگ بسیار زیبای (سیاوش قمیشی) به ادامه مطلب بروید


 
 
دیروز فردی که مانع پیشرفت شما بود، درگذشت !!!!!!
نویسنده : erfanmm11 - ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩۱
 

یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود: دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این شرکت بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنیم.

در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مى‌شدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آن‌ها در اداره مى‌شده که بوده است. این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند...

برای خواندن ادامه داستان به ادامه مطلب روید


 
 
هتلی در اوج آسمان
نویسنده : erfanmm11 - ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩۱
 

مهندسان در تازه‌ترین دستاورد خود، هتلی مجلل در آسمان طراحی کرده‌اند. این هتل، یک کشتی هوایی عمودی و مجهز است که کاملا از زمین جداست و می‌تواند بدون هر آلودگی مسافرانش را به مکان‌های متفاوت دنیا ببرد.

روی عرشه هوانورد: یک شرکت طراحی انگلیسی به نام سیمورپاول نسخه خیال‌انگیزی از هتل‌های هوایی در آینده را ارائه کرده است، یک کشتی هوایی عمودی که با هیدروژن در هوا معلق نگاه داشته می‌شود و اترژی خود را از تابش خورشید تامین می‌کند. شرکت بزرگ کره‌ای سامسونگ از طراحان این هتل هوایی خواسته تا به دقت روی ایده این بالون لوکس کار کنند.

برای مشاهده تصاویر و اطلا عات جالب هتل به ادامه مطلب بروید


 
 
خوش شانسی ؟ بد شانسی ؟ کسی چــه میداند ؟
نویسنده : erfanmm11 - ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩۱
 

شانس

یک داستان قدیمی چینی هست که میگوید :
پیرمردی اسبی داشت و با آن اسب زمینش را شخم میزد . روزی آن اسب از دست پیرمرد
فرار کرد و در صحرا گم شد . 
همسایگان برای ابراز همدردی با پیرمرد ، به نزد او آمدند و گفتند : عجب بد
شانسی ای آوردی .
پیرمرد جواب داد : " بد شانسی ؟ خوش شانسی ؟ کسی چه میداند ؟"
چندی بعد اسب پیرمرد به همراه چند اسب وحشی دیگر به خانه ی پیرمرد بازگشت .
اینبار همسایگان با خوشحالی به او گفتند : "  عجب خوش شانسی آوردی !"

برای خواندن ادامه داستان به ادامه مطلب بروید


 
 
قسمتی از وسیت نامه ادوارد ادیش
نویسنده : erfanmm11 - ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩۱
 

قسمتی از وصیت نامه ادوارد ادیش، یکی از بزرگترین تاجران امریکایی در سن 76سالگی ..

                ادوارد ادیش

 

من ادوارد ادیش هستم که برای شما می نویسم ، یکی از بزرگترین تاجران امریکایی با سرمایه ای هنگفت و حساب بانکی که گاهی خودم هم در شمردن صفرهای مقابل ارقامش گیج می شوم ! دارای شم اقتصادی بسیار بالا که گویا همواره به وجودم وحی می شود چه چیز را معامله کنم تا بیشترین سود از آن من شود  ، البته تنها شانس و هوش نبود من تحصیلات دانشگاهی بالایی هم داشتم که شک ندارم سهم موثری در موفقیتهای من داشت . یادم هست وقتی بیست ساله بودم خیال  می کردم اگر روزی به یک چهلم سرمایه فعلیم برسم خوشبخترین و موفقترین مرد دنیا خواهم بود و عجیب است که حالا با داشتن سرمایه ای چهل برابر بیشتر از آنچه فکر می کردم باز از این حس زندگی بخش در وجودم خبری نیست . من در سن 22 سالگی برای اولین بار عاشق شدم . راستش آنوقتها من تنها یک دانشجوی ساده بودم که شغلی و در نتیجه حقوقی هم نداشتم . بعضی وقتها با تمام وجود هوس می کردم برای دختر موردعلاقه ام هدیه ای ارزشمند بگیرم تا عشقم را باور کند و کاش آن روزها کسی بود به من می گفت که راه ابراز عشق خرید کردن نیست که اگر بود محل ابراز عشق دلباخته ترین عاشق ها ،  فروشگاهها می شد!!  کسی چیزی نگفت و من چون هرگز نتوانستم هدیه ای ارزشمند بگیرم هرگز هم نتوانستم علاقه ام را به آن دختر ابراز کنم و او هم برای همیشه ترکم کرد . روز رفتنش قسم خوردم دیگر تا روزی که ثروتی به دست نیاوردم هرگز به دنبال عشقی هم نباشم و بلند هم بر سر قلبم فریاد کشیدم : هیس ، از امروز دگر ساکت باش و عجیب که قلبم تا همین امروز هم ساکت مانده است ...

و زندگی جدید من آغاز شد ...

 برای خواندن ادامه وصیت نامه به ادامه مطلب بروید