داسانی در مورد اعدام
نویسنده : erfanmm11 - ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٢
 
یه شب سه نفر اشتباهی دستگیر میشن و در نهایت ناباوری به اعدام روی صندلی الکتریکی محکوم میشن....
نوبتِ نفر اول میشه که بشینه روی صندلی. وقتی میشینه میگه : من توی دانشگاه , رشته خداشناسی خوندم و به قدرت بی پایان خدا اعتقاد دارم .... میدونم که خدا نمیذارهآدم بیگناه مجازات بشه ....
کلید برق رو میزنن ... ولی هیچ اتفاقی نمیفته ....
به بی گناهیش ایمان میارن و آزادش میکنن ...
 
نفر دوم میشینه روی صندلی و میگه : من توی دانشگاه حقوق خوندم ....
به عدالت ایمان دارم و میدونم واسه آدم بی گناه اتفاقی نمیفته ...
کلید برق رو میزنن و هیچ اتفاقی نمیفته ...
به بی گناهی اون هم اعتقاد میارن و آزادش میکنن ....
 
نفر سوم میاد روی صندلی و میگه : من توی دانشگاه , رشته برق خوندم و به شما میگم که وقتی این دو تا کابل به هم وصل نباشن هیچ برقی وصل نمیشه به صندلی
خوب بقیه داستان هم مشخصه، مسوولین زندان مشکل رو میفهمن و موفق به اعدام فرد میشن !!!

 
 
زندگی ...
نویسنده : erfanmm11 - ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٢
 
 در هیاهوی زندگی دریافتم

چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت 

در حالیکه گویی ایستاده بودم

چه غصه هایی که فقط باعث سپیدی مویم شد

در حالیکه قصه کودکانه ای بیش نبود

دریافتم کسی هست که اگر بخواهد میشود

وگرنه نمیشود

به همین سادگی 

کاش نه میدویدم نه غصه میخوردم 

فقط او را میخواندم... 

 
 
آلزایمر .زیبا کوتاه آموزنده جالب
نویسنده : erfanmm11 - ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٢
 
چمدانش را بسته بودیم
با خانه سالمندان هم، هماهنگ شده بود
یک ساک هم داشت با یک قرآن کوچک،
کمی نان روغنی، آبنات قیچی و کشمش
چیزهایی شیرین، برای شروع آشنایی
گفت: مادر جون، من که چیز زیادی نمیخورم
یک گوشه هم که نشستم
نمیشه بمونم، دلم واسه نوه هام تنگ میشه !
گفتم: مادر من، دیر میشه ، چادرتون هم آماده ست، منتظرند
گفت: کیا منتظرند ؟ اونا که اصلا منو نمیشناسند ! و ادامه داد:
آخه اونجا مادرجون، آدم دق میکنه ها، من که اینجا به کسی کار ندارم
اصلا، اوم، دیگه حرف نمی زنم. خوبه ؟ حالا میشه بمونم ؟
گفتم: آخه مادر من، شما داری آلزایمر می گیری
همه چیزو فراموش می کنی
گفت: مادر جون، این چیزی که اسمش سخته رو من گرفتم، قبول
تو چی ؟ تو چرا همه چیزو فراموش کردی دخترکم؟!
خجالت کشیدم، حقیقت داشت، همه کودکی و جوانی ام
و تمام عشق و مهری را که نثارم کرده بود، فراموش کرده بودم .
اون بخشی از هویت و ریشه و هستی ام بود،
و راست می گفت، من همه را فراموش کرده ام .
زنگ زدم به خانه سالمندان، که نمی رویم
توان نگاه کردن به خنده نشسته برلب های چروکیده
و نگاه مهربانش را نداشتم، ساکش را باز کردم
قرآن و نان روغنی و ... همه چیزهای شیرین دوباره در خانه بودند
آبنات قیچی را برداشت
گفت: بخور مادر جون، خسته شدی هی بستی و باز کردی
دست های چروکیدشو بوسیدم و گفتم:
مادر جون ببخش، حلالم کن، فراموش کن
اشکش را با گوشه رو سری اش پاک کرد و گفت:
چی رو ببخشم مادر، من که چیزی یادم نمی یاد
یعنی شاید فراموش میکنم ! گفتی چی گرفتم ؟ آل چی ...
جل الخالق، چه اسمهایی می زارن این دکترا، روی درد های مردم
طاقت نگاه بزرگوار و اشک های نجیب و موی سپیدش را نداشتم
در حالیکه با دست های لرزانش، موهای دخترم را شانه میکرد
زیر لب میگفت:
 !!!من که ندارم ولی گاهی چه نعمتیه این آلزایمر

 
 
جنـگل های‌ بامبـو در ژاپـن
نویسنده : erfanmm11 - ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ تیر ۱۳٩٢
 

گیاه بامبو معمولا در پای کوه‌ها می‌روید اما در ژاپن این گیاه به شکل ویژه ای در منطقه‌ای به نام "کیوتو" روئیده است. رویش گیاه بامبو در این منطقه به حدی است که جنگلی انبوه را به وجود آورده است. شرایط مناسب و آب و هوایی موجب شده تا گیاه بامبو در این منطقه به خوبی رشد کند و تبدیل به درخت‌هایی به طول 10 متر شود. جنگل بامبو در شهر کیوتو ژاپن یکی از زیباترین مناطق جهان است. بخصوص اینکه از این نوع جنگل‌ها به ندرت در مناطق دیگر جهان مشاهده شده یا اصلا مشاهده نشده است. جالب این است که تنها یک سال کافی است تا با کاشت گیاه بامبو در این منطقه این گیاه تبدیل به درختی 10 متری شود و پس از یک سال و توقف رشد طولی آن رشد عرضی خود را آغاز کند.گیاه‌شناسان ژاپنی تاکید می‌کنند که کاشت گیاهان بامبو در مناطق زلزله‌خیز بسیار مفید است، چون ریشه‌های این گیاهان در زیر خاک چون شبکه‌ای از تارها به یکدیگر تنیده و مانع حرکت خاک هنگام تکان‌های زمین می‌شود. همچنین از این گیاه برای ساخت انواع محصولات خانگی از قبیل سبد و صندوق و حصیر و غیره استفاده می‌شود. درباره شهر کیوتو باید گفت که این شهر یکی از زیباترین نقاط و مناطق جهان است که در جنوب جزیره هونشو قرار دارد. این شهر دارای 1,466,163 نفر جمعیت و از سه جهت شمال، غرب و شرق به کوه محدود می‌شود.

برای تماشای تصاویر شگفت انگیز از این جنگل به ادامه مطلب روید


 
 
نقاشی روی چوب !
نویسنده : erfanmm11 - ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ تیر ۱۳٩٢
 

یک زوج هنرمند آمریکایی با حکاکی روی چوب و رنگ آمیزی آن تابلوهای زیبایی خلق می‌کنند.پائول رودن، ولری لویت برای این کار با کاردک‌های مخصوص در چوب حفره های کوچک ایجاد می کنند و هر حفره را با مرکب پر کرده و می فشارند تا رنگ به خورد چوب برود. کار آن‌ها بسیار ظریف است و نقاشی‌ها را با دقت بالا و جزئیات کامل روی چوب حک می‌کنند از این جهت تابلوهای آن‌ها طرفداران زیادی پیدا کرده است.

  برای تماشای بقییه عکس ها لطفا به ادامه مطلب بروید


 
 
یک لحظه کوتاه تامل !
نویسنده : erfanmm11 - ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ فروردین ۱۳٩٢
 
خدا کنه هیچوقت “هست” های کسی نشه “بود” …
.
هیچ زخمی خوب نمیشه ، یا جاش میمونه یا یادش …
.
“زنها” تنهاییشان را گریه می کنند و “مردها” گریه هایشان را تنهایی …
.
مادرم …
قدمهایت را بر روی چشمانم بگذار تا چشمانم بهشت را نظاره کنند …
.
و روزگار چه بیرحمانه بی رضایتِ ما میگذرد و تنها این گَردِ پیری ست ، تاوان این گذران اجباری …
.
از زندگی آموختم که به هیچ عنوان برای کسی تکرار نشوم …
.
مرد کسی نیست که گریه نکند !
مرد کسی است که به گریه نندازد …
.
هیچ جای دنیا امنیت دستهای پدر و مادر رو نداره !
.
کاش هیچوقت آرزو نمی کردم که کفش های مادرم اندازه ام شود !
.
کاش زندگی هم دکمه پاور داشت !
.
همیشه با اونی باش که باعث بشه حس کنی بهترینی …
.
کاش هیچوقت بزرگ نمیشدم تا برای همیشه در آغوش مادرم جا می گرفتم !
.
از تمام دلتنگی ها ، از اشک ها و شکایت ها که بگذریم باید اعتراف کنم مادرم که میخندد خوشبختم !
.
همه ی موجودات زنده بعد از مرگشون فاسد میشن و خیلی از آدما قبل از مرگشون …
.
موندنی با لگد نمیره ، رفتنی با خواهش نمیمونه …
.
آدم یک “بودن” است و انسان یک “شدن” …
.
کسانیکه قدر دستان نوازشگر را ندانند ، عاقبت پاهای لگدکوب را می بوسند …
.
شاید قانون دنیا همین باشد ، من صاحب آرزویی باشم که شیرینی تعبیرش از آن دیگریست …
.
.
از یه جایی به بعد دیگه بزرگ نمیشی، پیر میشی …
از یه جایی به بعد دیگه خسته نمیشی ، میبُری …
 
 
از یه جایی به بعد هم دیگه تکراری نیستی ، زیادی ای

 
 
وقتی ظرف می شویی
نویسنده : erfanmm11 - ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩۱
 

وقتی ظرف میشویی ... دعا کن ... شُکر کن ...
به خاطر اینکه ظرفهایی داری که بشویی ...
 یعنی غذایی درکار بوده یعنی کسی را سیر کردی ...
 یعنی با محبت با عشق ازیکی دونفر مراقبت کردی ...
برایشان آشپزی کردی , میز چیده ای ...

تصور کن چند میلیون نفر در این لحظه ظرفی برای شستن ندارند
یا کسی را ندارند که برایش میز بچینند !
 پائولو کوئلیو

 
 
فتوشاپ به این میگن (3)
نویسنده : erfanmm11 - ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩۱
 


برای مشاهده ادامه تصاویر به ادامه مطلب بروید ...


 
 
داستانی بسیار زیبا از کتاب کوچه , احمد شاملو
نویسنده : erfanmm11 - ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ اسفند ۱۳٩۱
 
   
 چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید.
از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی در گرفت،
خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه ای را که چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد.دید نزدیک است که بیفتد و دست و پایش بشکند.
در حال مستاصل شد...
... از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت:ای امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پایین بیایم.قدری باد ساکت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا کرده و خود را محکم گرفت.
گفت:
ای امام زاده خدا راضی نمی شود که زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی.نصف گله را به تو می دهم و نصفی هم برای خودم...
قدری پایین تر آمد.
وقتی که نزدیک تنه درخت رسید گفت:ای امام زاده نصف گله را چطور نگهداری می کنی؟
آنهار ا خودم نگهداری می کنم در عوض کشک و پشم نصف گله را به تو می دهم.
وقتی کمی پایین تر آمد گفت:بالاخره چوپان هم که بی مزد نمی شود کشکش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد. وقتی باقی تنه را سُرخورد و پایش به زمین رسید نگاهی به گنبد امامزاده انداخت و گفت:مرد حسابی چه کشکی چه پشمی؟
ما از هول خودمان یک غلطی کردیم
غلط زیادی که جریمه ندارد.
کتاب کوچه
احمد شاملو

 
 
نقاشی بسیار هنرمندانه با پیچ !
نویسنده : erfanmm11 - ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳٩۱
 

 

برای مشاهده ادامه تصاوبر به ادامه مطلب بروید


 
 
سقوط هواپیما (تصویر متحرک)
نویسنده : erfanmm11 - ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩۱
 

صحنه ای بسیار هولناک از سقوط یک هواپیما در بیابان و برخورد با زمین‏                                                                                                      


 
 
جاده ای پر از خرچنگ
نویسنده : erfanmm11 - ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ دی ۱۳٩۱
 

مهاجرت دسته جمعی خرچنگ ها در جزیره کریسمس به معنای واقعی کلمه غیر قابل باور است. در این مهاجرت عظیم گروهی که بصورت فصلی صورت میگیرد طی ۱۰ روز میلیون ها خرچنگ به سمت ساحل حرکت میکنند ناگفته نماند که در بین راه بسیاری از آنها در زیر چرخ ماشین ها و قطار نابود می شوند. 

برای مشاهده ادامه عکس ها به ادامه مطلب بروید


 
 
عشق
نویسنده : erfanmm11 - ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩۱
 

 

عشق یعنی حتی وقتی از دستش ناراحتی هم هواشو داشته باشی...

 


 
 
فتوشاپ به این میگن (2)
نویسنده : erfanmm11 - ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳٩۱
 

برای دیدن ادامه تصاویر به ادامه مطلب بروید .


 
 
کنده کاری روی برگ درختان
نویسنده : erfanmm11 - ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ مهر ۱۳٩۱
 

 لورنزو دورن سیلوا مرد 43 ساله ایست که توانسته هنرش را روی ظریف ترین چیز ممکن نشان دهد. کنده کاری، آنهم بر روی برگ درختان که تصاویری از این آثار زیبا را می بینید 

برای مشاهده ادامه تصاویر به ادامه مطلب روید


 
 
بدون شرح
نویسنده : erfanmm11 - ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩۱
 


 
 
خیابانی در پرتغال که با چتر تزیین شده است ...
نویسنده : erfanmm11 - ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ مهر ۱۳٩۱
 

 

آنها معتقدند که در طول روز ، این چترهای رنگی به آنها انرژی مثبت میدهد 

برای تماشای ادامه تصاویر به ادامه مطلب روید


 
 
دانلود آلبوم حریق خزان با صدای استاد علیرضا قربانی 91/5
نویسنده : erfanmm11 - ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩۱
 

آلبوم موسیقی حریق خزان با صدای علیرضـــا قربانی و آهنگسازی مهیار علیزاده ، توسط شرکت آوای باربد  روانه ی بازار موسیقی کشور شد .

این اثر ارکسترال و ملودی محور شامل هفت قطعه به نام های  « حریق خزان ، ارغــوان ، بی قرار ، دلی در آتش ، آخرین جرعه ی این جام ، خاطرات  و  زندگی / رنگ » ، بر اساس اشعار زیبایی از زنده یادان « فریدون مشیری و مهدی اخوان ثالث » و اشعاری از دکتر شفیعی کدکنی و هوشنگ ابتهاج می باشد .

برای دریافت این آلبوم به ادامه مطلب بروید ...


 
 
تسـتی ، برای تعییـن خلاقیـت شـما
نویسنده : erfanmm11 - ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩۱
 

هیچ راهی برای تقویت مستقیم خلاقیت وجود ندارد! تنها می‌توان از طریق فرایند‌های مربوط به نحوه تصمیم‌گیری و عبور از مراحل حل یک مسئله، میزان خلاقیت یک‌نفر را مشخص کرد. در این تست هم مشخص می‌شود که شما چگونه این مراحل گوناگون را در ذهنتان مدیریت می‌کنید؛ یعنی سوال‌های مختلفی در زمینه مرحله درک صورت مسئله،‌ مرحله ارائه پیشنهادها، مرحله تصمیم‌گیری، مرحله اجرا و... وجود دارد که توانایی شما را در این زمینه محک می‌زند.

این تست همان آزمون سنجش تورنس، یکی از معتبرترین آزمونهای روانشناسی در زمینه سنجش خلاقیت است. البته این آزمون، خطاهایی هم دارد ولی در حال حاضر یکی از مشهورترین تست‌هایی است که می‌توانید با آن به شناخت دقیق‌تری از خود برسید. خلاقیت های خودتان را بسنجید و شاید هم بتوانبد بفهمید می توانید فردی مانند استیو جابز باشید یا خیر؟

پرسشنامه‌ای را که در پیش رو دارید حاوی 60 سؤال است که هر سؤال مشتمل بر سه گزینه یا پاسخ می‌باشد. شما باید هر سؤال را به دقت بخوانید و گزینه مورد نظر خود را مشخص و نزد خودتان یادداشت کنید. مطمئن باشید هرقدر با خود صادق‌تر باشید، نتیجه تست‌تان دقیق‌تر خواهد بود ...

برای مشاهده تست ها ، به ادامه مطلب بروید 


 
 
گناه
نویسنده : erfanmm11 - ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩۱
 

 

 

  درمکه که رفتم خیال میکردم دیگر تمام گناهانم پاک شده است غافل از اینکه تمام گناهانم گناه نبوده و تمام درست هایم به نظرم خطا انگاشته و نوشته شده بود 

درمکه دیدم خدا چند سالیست که از شهر مکه رفته و انسانها به دور خویش میگردند

در مکه دیدم هیچ انسانی به فکر فقیر دوره گرد نیست دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان خویش را بزداید غافل از اینکه آن دوره گرد خود خدا بود

درمکه دیدم خدا نیست و چقدر باید دوباره راه طولانی را طی کنم تا به خانه خویش برگردم و درهمان نماز ساده خویش تصور خدارا در کمک به مردم جستجوکنم

آری شاد کردن دل مردم همانا برتر از رفتن به مکه ایست که خدایی در آن نیست


 
 
← صفحه بعد